| روز از نو روزی از نو |
| ساعت ٦:۳٩ ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸۸ |
|
سلام دوستان دور و نزدیک ١)بابت غیبت پنج ماهه عذر خواهی می کنم . ٢)مطلب جدیدی در دست دارم که سعی می کنم تا آخر هفته حاضر کنم و در وبلاگ به روز کنم . ٣)در باره ی وقایع اخیر من نیز با شما هم دردم. ۴) در آخر یک رباعی زیبا از دوست خوبم محمد رفیعی می گذارم. آفت زد و از میان جالیز گذشت رنگ از دهمان پرید، پائیز گذشت این جمله همیشه بر زبان ده ماست : شد ختم به خیر. شکر ! این نیز گذشت.
کلمات کلیدی: در قلمرو فرهنگ ،حمزه عالی پیام
|
|
| مشروح برنامهی پنج ساله پیشنهادی خانه سینما |
| ساعت ۱٢:۱۳ ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧ |
|
مشروح برنامهی پنج ساله پیشنهادی خانه سینما به معاونت سینمایی برای تنظیم برنامه پنج ساله توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی اعلام شد. به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، به دعوت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در آذرماه در بحث و گفتگو در خصوص تنظیم برنامه پنج ساله اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی در قلمرو سینما خانه سینما ضمن شرکت در این جلسات در 26 آذرماه پیشنهادات خود را در قالب چهار بخش شامل: -سیاستهای راهبردها سینما، چالشها و موانع سینما، توانمندیهای سینما، اهداف کمی و کیفی سینما به شرح زیر ترسیم و تنظیم و به معاونت سینمای به منظور لحاظ در لایحه قانون برنامه پنج ساله پنجم تقدیم کرد:
سیاستها وراهبردها: - تکریم انسانها با تامین نیازهای اولیه، خدمات رفاهی معاصر و اعمال مدیریت مشارکتی. - ایجاد نظام دسترسی برابر به فرصتها برای همه اعضاء. - بهنگام داشتن دانش و مهارت. - استاندارد سازی خدمات آموزشی ورفاهی. - توسعه ظرفیتهای صنفی برای همگرایی بیشتر بمنظور تحقق اهداف سینمایی. - نزدیک شدن به شاخصههای جهانی دانش،تجهیزات،اقتصاد بازار و قواعد حقوقی حمایتکننده. - توسعه ظرفیتهای حقوقی با بازنگری در ساختارها و مناسبات موجود سینمایی و اصلاح و شفافسازی قواعد و آییننامههای حمایتی و نظارتی.
چالشها و موانع: - وجود ساختار تصدیگری دولت. - غلبه نگاه قیومیت دولتمردان به سینماگران. - کمبود قواعد و قوانین حمایتکننده حقوق مادی و معنوی. - نبود شفافیت در کمکها و حمایتهای مالی دولت.(بنیاد سینمایی فارابی) -بیتوجهی رسانه ملی به حقوق معنوی فیلمسازان در پخش فیلمها از تلویزیون. - نبود سامانه حمایت از حقوق مادی و معنوی فیلمسازان ایرانی در جهان. - بیتوجهی سازمانهای متولی گسترش فرهنگ ایران اسلامی(سازمان فرهنگ و ارتباطات) در جهان به حقوق مادی و معنوی فیلمسازان هنگام نمایش و پخش فیلمهای ایرانی در جهان. - اعمال ممیزی سلیقهای ونبود سامانه حضور نمایندگان منتخب جامعه سینمایی در شورای پروانه نمایش. - نبود سامانه تضمین و جبران خسارت فیلمهای تولیدی که موفق به اکران نشدهاند. - سرقت آثار سینمایی در داخل و نبود سامانه کدینگ. - غلبه نزدیک به انحصار دولت در عرصه حضور بینالملل. -نبود پلاتو در ابعاد محله. -کمبود لابراتوار. -نبود شهرک سینمایی معاصر. -نبود دستگاههای حرکتی تولید فیلم. -کمبود حمایتهای توزیعی. - گران بودن تبلیغ کالای سینما(بیل برد، تلویزیون) - نبود ارتباطات جهانی در خصوص بهنگامسازی دانش و مهارت روز. - کمبود روحیه فعالیت صنفی همگرایانه. - باور پذیر نبودن روابط خانواده در سینمای ایران. - نبود تامین اجتماعی سینماگران.(بیمه بیکاری،بیمه بازنشستگی) - نبود دانش و مهارت لازم برای حضور در عرصه اقتصاد جهانی سینما.
توانمندیها: - قابلیت نهادینه شدن حضور سینمای ایران در مجامع و جشنوارههای جهانی. - مرکزیت فرهنگی ایران در میان ملل فارسی زبان. - مرکزیت فرهنگی ایران در میان کشورهای اسلامی. - نیروی انسانی با تجربه و تحصیلکرده. - نیروی انسانی جوان. - توانایی تولید سالیانه هفتاد فیلم سینمایی بلند و دو هزار فیلم کوتاه. - وجود استودیوهای صدا و تدوین خصوصی معتبر. - تنوع آب و هوایی و لوکیشنهای متنوع طبیعی. - وجود علاقمندان خارجی و ایرانی تبار در جهان برای معرفی سینمای ایران. -وجود تشکلهای صنفی سینمایی.
اهداف کمی و کیفی: - توسعه و تثبیت حقوق مادی و معنوی فیلمسازان با تدوین و تصویب قوانین و قواعد حمایتی. - تدوین و تصویب قانون نظام سینمایی کشور. - تغییر ماموریت و ساختار بنیاد سینمایی فارابی از نهاد حمایتکننده غیر شفاف و دیوانسالار موجود به نهاد تامینکننده تجهیزات و خدمات گرانقیمت نظیر: تجهیزات حرکتی، ترابری جغرافیایی و احداث کمپینگ، برای سینمای ایران. - واگذاری واردات مواد خام سینمایی به سینماگران با حمایت از تاسیس تعاونی سینماگران. - تاسیس صندوق حمایت از سینما با تنظیم شفاف قواعد و شاخصها به منظور اعطای وامهای حمایتی ساخت و اکران فیلم با شورایی متشکل از نمایندگان حاکمیت و منتخبان صنوف سینمایی در بر دارنده آییننامه داخلی اقناعی. - سمتدهی یارانهها به نظام توزیع. -پیش بینی و اقدام برای ثبت حقوق مادی و معنوی تولیدات سینمای ایران در یک کشور ثالث برای تحت پوشش قراردادن حقوق فیلمسازان در جهان. - تدوین و تصویب قوانین حمایتی برای ساخت و سرمایه گذاری برای احداث شهرکهای سینمایی بهعنوان پرداخت مالیات. - تداوم ساخت و بهسازی - تامین دستگاههای حرکتی فیلمبرداری نظیر: استادیکم،کرین،کارمانت،حرکتی پروازی . - حمایت از ساخت پلاتوهایی در ابعاد محله با پرداخت وامهای کمبهره و بلندمدت به بخش خصوصی. - تهیه بانک اطلاعاتی سینماگران برای زیرساخت طرح امنیت شغلی و رفاه اجتماعی. - تاسیس صندوق مهر سینماگران برای تامین بیمه بیکاری و افزایش مستمری بازنشستگی برای تامین زندگی آبرومندانه هنرمندان. - تحت پوشش قراردان همه سینماگران در نظام بیمه درمانی. - برگزاری مستمر دورههای کوتاه مدت آموزشی فنی و هنری با حضور مربیان خارجی. - اعزام سینماگران برای گذرانیدن دوره های کوتاه مدت آموزشی به کشورهای صاحب صنعت سینما. - پیشبینی و اقدام حمایتی بمنظور جستجوی سهم بازار سینمای ایران در جهان با تامین و پرداخت هزینههای بازاریابی شامل:حضور در مجامع و بازارهای بین المللی،تبلیغات و اطلاع رسانی،آموزش نیروی انسانی و اعطای جایزه صادراتی به دفاتر خصوصی فعال در بخش بین الملل. - تدوین و تصویب آییننامههای استانداردسازی تولید و نمایش فیلم. - تنظیم شیب رسانهای برای رعایت موازین فقهی در تولید فیلم به جای موازین مورد نظر دیوانسالاری اداری که با نام عرف تحمیل میشود. - تنظیم شیب رسانهای مناسب برای افزایش روحیه کار صنفی و همگرایی. - تدوین برنامه حفظ و افزایش تقاضای مصرف کالای سینمای ایران. --------------------------------------------------------- منبع : ایسنا
کلمات کلیدی: سینمای ایران ،در قلمرو فرهنگ و هنر
|
|
| من از فجایع حرف می زنم...! |
| ساعت ۱٠:۳٧ ق.ظ روز چهارشنبه ٢ بهمن ۱۳۸٧ |
|
همان گونه که خواب ها از قوای ماورا طبیعی سرچشمه نمی گیرند و زبان خود آگاه هستند، هنر هم صورت برتر و تصعید شده ی تمایلات سرکوفته است. پیش از پیدایش زبان، هنر و هنرمند وجود داشته اند. به عبارت بهتر هنر نقش زبان را عهده دار بوده است، (خطوط میخی، نقش برجسته ها، نقاشی های دیواری و سنگ نگاره ها و...دلیل این مدعاست) . در واقع سرچشمه ی هنر زمانی است که بشر برای فهماندن مقصود خود، خط را ساخت و هر چیزی را شکل خودش نقاشی کرد (وسیله ای برای تبادل نظر، بیان عقیده و هم زیستی) ، بنا بر این هنر (چه سمعی و چه بصری) وسیله ای دیرینه برای تعلیم است که ریشه در زمان های گذشته دارد. در نظر فروید "هنرمند یک روان پزشک است، او همواره در تلاش است تا با توسل بر هنر خویش درد های درونی جامعه را تسکین داده و سموم روان را بزداید. پسیک آنالایز* نشان داده که هنر انعکاسی از زندگی هنرمند است و مخلوقات هنری نمایندگان هنر خلاق هنرمند می باشد"(هنر و هنرمند-زیگموند فروید). به راستی هنرمند درد های درونی جامعه را موشکافی می کند و پس از تحلیل و بررسی، به وادی هنر می کشد و به این وسیله روان پر جوش و خروش خود و جامعه را تسکین می دهد. در واقع هنرمند در روان پر جوش و خروش خودش دنیای زیبایی می سازد که هر روح گرسنه ای برای آسایش و تسلی خود بدان نیازمند است، از این رو است که مورد ستایش و تشویق مردم قرار می گیرد. چون آن چه را که مردم در دنیای واقعی دنبالش بوده اند را هنرمند در عالم خیال در اختیارشان قرار می دهد. "کسی که خود را مخاطب آثار هنری قرار می دهد، شخصیت های نمایشی را دور نمای زندگی شخصی خود قرار می دهد و این موجب تسکین درد هایش می شود، در واقع به کمک مکانیسم همانند سازی، خود را بجای شخصیت های اثر هنری می گذارد و وازدگی های خویش را جبران می نماید. او با دیدن رنج ها و سوز و گداز ها در قالب اثر هنری، رنج های خودش را از ضمیرش دور می کند"(همان). بسیار از نمایش های عامیانه و آداب و رسوم کهن ما سرشار از لحظات ناب و قابل تامل است. نمایش ها و بازی هایی که امروزه به دلیل یک سری عقاید و سیاست های صحیح یا غلط از بین رفته اند و به غیر از تعداد محدودی از آن ها، باقی شان به دست فراموشی سپرده شده است. با این تفاسیر جای سوال است که چرا هنرمندان نادیده گرفته می شوند؟ و چرا مساله هنر، هنرمند و فرهنگ به این اندازه در کشور ما بی اهمیت است ؟ عاجزانه از مسولین می خواهم رفتار های فاشیستی را کنار بگذارند و کمی هم به فکر آینده ی بچه های کوچک و میهن مان باشند. چرا باید شاهد این موضوع باشیم که در جمع ٢٧ نفره ی انتخابی شورای عالی تدوین برنامه ی پنجم حتی یک نفر کارشناس فرهنگی مسلط و با تجربه حضور نداشته باشد؟ و چرا باید تمام پست های مهم در ادارات مرتبط با مسایل فرهنگی و هنری و تمام فرهنگسرا ها در اختیار کسانی باشد که نه شناختی نسبت به هنر دارند و مطالعه ای در این زمینه انجام می دهند؟ چرا در سیاست های کلی برنامه ی پنجم توسعه از میان ۴٧ بند تنها در ۶** بند به امور فرهنگی پرداخته شود؟ و باز چرا در این ۶ بند به هیچ کدام از مسایل اساسی فرهنگی و هنری اشاره ای نشده باشد؟ اگر به فکر نباشیم دور از ذهن نیست که بزودی با یک فاجعه ی فرهنگی بزرگ روبرو شویم. هرچند که نشانه های وقوع این فاجعه تاریخی و فرهنگی دیده می شود. استناد می کنم به گزارشی که چند سال پیش سازمان ملل در بررسی دانشجویان بیش از ٨٠ کشور جهان ارایه کرده و از آن چنین بر می آید که: "دانشجویان ایرانی از حیث مهارت در زبان مادری در رده های آخر قرار دارند" (در بی دولتی فرهنگ-جلال ستاری). آیا این یک فاجعه ی فرهنگی نیست؟.....
----------------------------------------------------------------------------- *در مورد پسیک آنلایز اگر عمری بود مطلبی خواهم نوشت. **۶ بند مذکور عبارت اند از : ١- تکمیل و اجرای طرح مهندسی فرهنگی کشور و تهیه ی پیوست فرهنگی برای طرح های مهم. ٢ - زنده و نمایان نگه داشتن اندیشه های دینی و سیاسی حضرت آیت الله خمینی و برجسته کردن نقش آن به عنوان یک معیار اساسی در تمام سیاست گزاری ها و برنامه ریزی ها. ٣- تقویت قانون گرایی، انضباط اجتماعی، وجدان کاری، خود باوری، روحیه کار اجتماعی، ابتکار، درست کاری، قناعت، پرهیز از اسراف و اهتمام به ارتقای کیفیت در تولید. ۴- مقابله با جریانات انحرافی در حوزه ی دین و زدودن خرافات و موهومات. ۵- استفاده ی بهینه از فن آوری های اطلاعاتی و ارتباطی برای تحقق اهداف فرهنگی نظام . ۶- ایجاد درک مشترک از چشم انداز ٢٠ ساله و تقویت باور و عزم ملی برای تحقق آن.
کلمات کلیدی: در قلمرو فرهنگ و هنر
|
|
| اندر حکایت مورچه و بلبل |
| ساعت ۱:٠٤ ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ دی ۱۳۸٧ |
|
مورچه و بلبل
در زمستانى سیاه و سخت سر بلبلى آشفته حال و در به در رفت تا بر خانهى مورى رسید در زد و نالید از سوز جگر گفت: این سرما امانم را برید جسم بىجان نحیفم را نگر بىغذا و قوت و دانه ماندهام رحمتى کن ، صدقهاى ده مختصر از زن و بچه خجالت مىکشم جان مولا آبرویم را بخر
مورچه بادى به غبغب کرد و گفت: بلبل یک لا قباى بىهنر تو به تابستان و در فصل بهار در کجا بودى ؟ چه مىکردى مگر من نمىدیدم تو را در کسب و کار در سر بازار یا زیر گذر
* * *
بلبل آشفته گفتا: از چه رو مىزنى بر قلب ریشم نیشتر آن زمان غوغاى دیگر داشتم در سر من بود صد شور و شرر من به کار نغمه خوانى بودهام نغمه آزادى نوع بشر آرزو مىکردم آیا کى شود خانهى صیادها زیر و زبر مىسرودم نغمهى آزادگى بر علیه جور استبدادگر در میان شعلهها و دود جنگ من ز صلح و داد مىجستم اثر در دل مظلوم شور افکن بدم بر بساط ظلمهى ظالم شرر چهچه آواز من در گوششان نفخ اسرافیل و آژیر خطر گاه بر کشتى هستى ناخدا گاه در گرداب و طوفان غوطهور گاه در کنج قفس جنگیدهام لحظه لحظه با قضا و با قدر با چراغى در دل خود ، ساختم شام تاریک اسیران را سحر سینه مالامال از داغ عزیز سرخ از خون شهیدان بال و پر یکه و تنها به میدان نبرد سینه بر تیر عدو کرده سپر تخم آزادى به دلها کاشتم آبیارى کرده با اشک بصر
تا ورق برگشت و باغ آرزو غنچه کرد و سبز گشت و بارور لیک این سکه دو رویه بود و من بودم از آن روى سکه بىخبر من ندانستم پس از آن هاى و هوى مىنشیند بر دُم عقرب ، قمر برگ ریزان آید و فصل خزان مىشود تشت مراد ما دَمَر جنگ و قحطى و گرانى مىشود دم به دم نرخ تورم بیشتر سفرهام بىنان و بىبرگ و نوا جامهام بىآستین و آستر
* * *
مورچه انداخت بالا ابروان کرد با نخوت به سوى او نظر بعد گفت: اى نوجوان ساده لوح اى دو صد رحمت به هر چه کرهخر آن زمانى که تو شیدا بودهاى همنشین بلبلان رنجبر ما به کنج عافیت محشور با کاسب و دلال و رند مال خر وعده و اسکوند و ربح و احتکار پوند و دینار و دلار و سیم و زر یک تومن را مىنمودم صد تومن صبح و شب مشغول کسب بىضرر گشته مالامال انبارم کنون از برنج و روغن و قند و شکر پنکه و یخچال و ضبط و رادیو رینگ و پیستون ، بلبرینگ و شافنر اینک آیا حق بود مابین ما تا نباشد هیچ فرق از هر نظر من که رنج کار! را بردم مدام یا تو که کردى شعارى را ز بر دیدى آخر در تراز زندگى من نمودم سود و تو کردى ضرر چون که در پایان "بازى" هر چه بود تو گرسنهتر شدى من سیرتر تو به خشتى مىنهى سر را به شب من به زیر سر نهم بالشت پر
هالو از دور فلک رنجه مشو این بود قانون ، از عصر حجر از کرامات شیخ ما، جناب آقای "هالو"ا
کلمات کلیدی: افاضات آقای هالو
|
|
| سازمانی که ساز و کار فرهنگی ندارد |
| ساعت ٢:٤٢ ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٧ |
|
برای ما ایرانیان که همواره در ادوار تاریخ وابسته به فرهنگ مان بوده و هستیم، تلاش برای شناخت فرهنگ کهن مان امری است بس ضروری. از این رو می گویم "ضروری" چون هر ملتی به فرهنگ اش زنده است و روزی که فرهنگ و تاریخ اش به فراموشی سپرده شود، روز مرگ آن ملت فرا رسیده است. ارزنده ترین لحظه برای فرهنگ سازان، لحظه ای است که انسان استراحت می کند و در واقع زمان فراغت اش رسیده است. تلوزیون در کشور ما فراگیر ترین رسانه ای است که در بطن جامعه نفوذ کرده است. پس باید فرصت را مغتنم شمرد و با استفاده از این موقعیت دست به کار فرهنگ سازی زد. "یک ملت با سواد، ملتی است که می داند از زمان استراحت خود، چگونه بهره گیرد"(کتاب جامعه شناسی و وسایل ارتباط جمعی-زان کازنوو)، هرگاه فارغ از کار است، می نشیند، پایش را روی هم می گذارد و تلوزیون را روشن می کند و اوغات فراغت اش را سپری می کند. ازین رو بهترین مجال برای فرهنگ سازان، زمان استراحت مردم است. در دوران ما همه چیز تعریف جمعی دارد و حرکات جمعی، کامل ترین نوع هم زیستی و بیان عقیده هستند. اما افسوس، افسوس که مسولان امر، قدر این موقعیت و این رسانه ی ارزش مند را نمی دانند. به حق عرق شرم باید بر پیشانی شان باشد که تلوزیون ما سازوکار فرهنگی ندارد. در کشوری که تمام مسولان دم از گسترش برنامه های فرهنگی می زنند و سراسر شعار هایی مبنی بر برنامه های فرهنگ سازی می دهند، هم چنان می بینیم که از شبکه های مختلف تلوزیون برنامه های مبتذل سرگرم کننده و بی فایده ای پخش می شود که تنها سودش بیهوده گذرانی است. باید پذیرفت که دولت و مخصوصا سازمان صدا و سیما در این رابطه کم کاری نموده اند و می نمایند و چه هزینه هایی که برای فرهنگ سازی پرداخت نشده است.
انقلاب ایران در سال ۵٧ یک انقلاب فرهنگی بود. اما متاسفانه می بینیم که بودجه بخش فرهنگی از ٣٩/٣٧% کل بودجه عمرانی در سال ١٣۵٠ (کتاب در بی دولتی فرهنگ-جلال ستاری) به کمتر از ٣% در سال ١٣٨۶ (روزنامه بانی فیلم-شماره ١٠۵٨) رسیده است. بسیاری از مسولان تعریف صحیحی از فرهنگ ندارند، زیرا معتقداند در صورت حل شدن مشکلات اقتصادی، مشکلات فرهنگی نیز حل می شود. در صورتی که باید بر عکس باشد، یعنی اگر مشکلات فرهنگی حل شد، بسیاری از مشکلات دیگر خود به خود بر طرف می گردد. در نظام بودجه بندی هم به همین صورت است. یعنی اگر فرهنگ بودجه اصلاح شد، آن وقت بودجه فرهنگ هم اصلاح می شود. امید وارم که مسولین امر از این پس بیشتر به مقوله ی فرهنگ و فرهنگ سازی اهمیت بدهند و به جای خرید سریال های تلوزیونی صد من به یک غاز بی مایه و بی سروته (از آسیای دور گرفته تا اروپا) گوشه و کنار سرزمین پهناور و تاریخی ما سرشار از آداب و رسوم و داستان های زیبا و آموزنده و مالامال از رمز و راز است. همان طور که ارسطو گفته: "بزرگ ترین سرمایه برای هر ملتی فرهنگ شان است"، پس بیایید تا در حفظ آن بکوشیم، هر چند که احیای آن در رویا های مان باشد.
کلمات کلیدی: در قلمرو فرهنگ و هنر
|
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : - متولد 19 مرداد ماه سال 1365 خورشیدی در تهران . - دیپلم سینما از هنرستان پیام معاصر ، دانشجوی کارگردانی تاتر در دانشگاه سوره تهران . - اوقات فراغت : مطالعه / تماشای فیلم / موسیقی / کوه / شنا / مسافرت . پروفایل مدیر : سید حمزه عالی پیام |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |





بودجه را صرف ساخت برنامه های فرهنگیی کنند که هم مضمون و قالب مفید تری داشته باشد و هم قدمی در راه حفظ سرمایه های فرهنگی این مرز و بوم باشد.

